اینم بچه خواهرمه
اینم بچه خواهرمه اسمش طاها میخواد بعد جای داییشو
بگیره

برچسبها:
دل نوشته ها و اشعار پرهام
اینم بچه خواهرمه اسمش طاها میخواد بعد جای داییشو
بگیره

من از مسافر دنیا شدن پشیمانم
خدا چه میکشد از خلقتم نمیدانم
اگر زبان به گلایه بگشایم
میترسم تمام مردم شهر را بگریانم
پس سکوت میکنم در این شب تیره
خودم که سوخته ام کسی را نسوزانم
دلم گرفته است
نه برای کسی
از بی کسی


حافظ هم میدونه باید از دستش بدم میگه بسپارش دست خدا
- اندکی از عشقمان لذت ببر! ماتم چرا؟
- زندگی با گریه و بغض و سکوت و غم چرا؟
- کوچ کن از شهر تنهایی غمگینت برو!
- این دو روز زندگی با من بمان! بی هم چرا؟
- زخم ها بر قلب من از آن نگاهت مانده است
- با همین زخم نگاهت زنده ام، مرهم چرا؟
- هی نپرس از من چرا دل بسته ام بر مهر تو؟
- بارها گفتم: نمی دانم! نمی دانم چرا؟
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری
بگی آروم در گوشم دیگه وقتشه بمیری
مهربانیم را چنان گریاندند که بوی نا گرفت . . نامهربان شدم ...
گذشت آنوقت هایی که مردم همدیگر را دور میزدند ،حالا از روی هم رد می شوند
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی....
سلام خوبید
امشب با کلی بغض و کینه سرگردون بودم
هر کاری کردم اروم نشدم
گریه کردم بد تر دلم گرفت
نه هیچ جوری اروم نشدم
اومدم یکم اینجا
تو دنیای مجازی
پیش دوستام
اونا همه خوشحالن
فقط منم ک غصه داره به همه جای دلم میباره
دلم شده مثه ی مکان فقط واسه غصه ها
شادی هاش زود گذره
غصه هاش هم حک شده
بیرون نمیره
بچه ها دعا کنید
واس من
ی بچه ای ک آوازه شاد بودنش و بی غم بودنش همه جا رو گرفته بود
حالا دلش از بس غم داره
نمیدونه چیکار بکنه
ولی تو رو خدا قدر خودتون رو بدونید و شاد باشید بااااااااااااااااای