post
اونم با پای خـــودت . . . !
بايد جــــــــات رو تو زندگــــــــــــــی بعضی ها خالی كنی . . .
درسته تو شلوغيــــــــــــــــاشون متوجه نميشن چی ميشه . . .
ولي بدون . . .
يه جایــــــی . . .
بدجوری يـــــــادت می افتن كه ديگه . . .

برچسبها:
دل نوشته ها و اشعار پرهام

پسر:امروزبیاخونمون..دلم برات تنگ شده..
دختر:چطوری بیام به مامانم بگم میرم کجا..؟
پسر:بگوبادوستام میرم استخر..
بعدازچندساعت دختررفت خونه پسرتاواردشدبعدازسلام واحوالپرسی
پسرگفت:مگه به مامانت نگفتی میری استخر..؟
دختر:اره گفتم..
پسر:خب بروحمام موهاتوخیس کن رفتی خونه بهت شک نکنن..
دختربه محض رفتن داخل حمام طولی نکشیدپسرزنگ زددوستاش امدن..
دونه دونه هرکدوم رفتن داخل حمام وامدن..
اخرین نفری که رفت داخل حمام خیلی دیرکردنه یک ساعت نه دوساعت
بلکه بیشتر...
دوستاش رفتن سراغشون ببینن چیشده..
دیدن هم دختررگش روزده هم پسر..
همه مات ومبهوت بودن که یکیشون چشمش افتادبه دیوارحمام که
پسرنوشته بود:
نامرداخواهرم بود......
او هـــــم آدم اســـــت
اگر دوســـــتت دارم هایت را نشـــــنیده گرفت
غـــــصـــــه نـــــخور
اگـــــر رفـــــت گـــــریـــــه نـــــکـــــن
یـک روز چــشــم های یک نــفـــر عاشــقــش میکند
یک روز معــــنی کــــم محــــلی را مــــیفهمد
یک روز شکــــستن را درک مــــیکند
آن روز میـــــفهـــــمـــــد کـــــه
آه هایی کـــــه کشـــــیدی از ته قلبـــــت بوده . . .
| مــــــــن زانــــو هــــایم را بــــه آغــــوش کــــشیده بــــودم °° وقــــتی تو بــــرای آغــــوش ِ او زانــــــــو زده بــــــــودی °° عــــشق لــــعنتی من¡ |
چقــــدر باید بگذر
تا مــن در مــرور خــاطراتم
وقتی از کنار تــــو رد می شم
تنــــــم نلــــرزد
بغضــــم نگیــــرد
پســـرم! پسر ِخوبم میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســـرم... مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره... عزیزدلم! یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره. بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!" و اون میزنه زیر گریه.... زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم... موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری... باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری که نازش را بکشی... عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!! ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری.... زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره... میدونی؟ این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه...! خیلی پاپی دلیل گریه ش نشو... همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی.... گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری و ببریش بیرون پیاده روی و بهش بگی که چقدر براش ارزش قائلی!. ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی ...یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کن نه که از غصه آبش کنی...... اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی .. باهاش حرف بزنی... اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو . باز هم صداش کن!!! عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!! بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه. برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و... زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن
پسرم!!!! این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ، دخترکی که
... روزی زن میشود. مادر میشود. مادر تو

وقتی باران بی بهانه میبارد
وقتی تو کنارم نیستی
وقتی حتی....
جاده ها هم بوی انتظار میدهند
وقتی غریبانه به تو می اندیشم
وقتی صادقانه برای دیدارت اشک میریزم
از میان دلتنگی فریاد میزنم
"دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم"
با من بمان.........
انان که رفتنشان را طاقت اوردم
"تو"
نبودند...........